پرويز اذكائى

98

فهرست ما قبل الفهرست ( آثار ايرانى پيش از اسلام ) ( فارسي )

نظام‌هاى فكرى جامعى در كتاب‌هاى بازماندهء ايران بيابد ، به ناخرسندى مىافتد و با آن كه از لطافت غريب فكر ايرانى سخت متأثر مىشود ، به نظامى چون كاپيلاى هندى يا نظام كانت آلمانى برنمىخورد . ايرانى فلسفه را به عنوان نظامى جامع مطمح نظر قرار نمىدهد » « 1 » . اينك حرف ما ، در يك‌كلام ، اين است كه به فرض صحّت اين مطالب ، باز به سبب افناء كتب و اسناد ايرانى و حتى افتقاد خود تواريخ فلسفه به زبان يونانى - خصوصا آنچه ايشان - و از جمله خود ارسطو - دربارهء فلسفهء مغان ماد باستان ايران ( - ماگيكوس ) نوشته بودند ، نظامات منسجم فكرى و فلسفى حكماى زروانى - چنان‌كه واقعا بوده و بايد - واضح و معلوم نگرديده ، يعنى همان « نظام » هايى كه - چنان‌كه مكرّر گذشت - هراكليت و امپدوكلس و دموكريتوس و افلاطون و ارسطو و جز اينان در نظامات فلسفى خويش محقّقا و بطور مسلّم مأخذ و منبع گرفته بودند ؛ اكنون محقّقان معاصر بعضا مانند استاد بيلى بدون توجّه به آن سرچشمه‌هاى كهن ايرانى ، كه بسا به طريق سنّتى و از مجارى معهود دينى و ضمن متون اوستايى تا عهد ساسانى هم كمابيش استمرار داشته - جريانات يونانى رودى بوده كه هم در مسير موازى بدان پيوسته - حين تتبّع در موضع نظردهى آشكارا دچار تناقض‌گويى مىشوند ؛ و اين برازندهء شئون عاليهء علمى ايشان نباشد . به اصطلاح توان گفت كه اثبات شىء نفى ما عدا نكند ؛ دخول فلسفهء يونانى يا اخذ و اقتباس آن ، دليل بر فقدان مقولات فلسفهء تعقّلى در ايران باستان نباشد . همان احسان طبرى ( سابق الذكر ) كه از نبود فلسفه به مفهوم « اخصّ » در ايران باستان دل‌آزرده مىنمود ، پس از تتبّع چندى بدين نتيجهء كاملا درست و منطقى رسيده است كه اين مطلب با نقشى كه تفكّر ايرانى در تكامل فلسفهء يونانى در دوران حكماء عتيق ( از هراكليت تا ارسطو ) ، حكماء اسكندرانى و گنوستيك و نو افلاطونى ( طىّ دوران اشكانى و ساسانى ) داشته ، و مورد تصديق و تأييد بسيارى و از آن جمله فرفوريوس مؤلّف تاريخ فلسفه است ، چندان وفق نمىدهد . اين امر با اقوال كسانى از جمله جاحظ ، ابن نديم ، قاضى صاعد و ابن خلدون دربارهء توجّه ايرانيان دورهء ساسانى به علوم عقلى وفق نمىدهد » « 2 » . اما استاد

--> ( 1 ) . سير فلسفه در ايران ، ترجمهء دكتر امير حسين آريانپور ، ص 2 . ( 2 ) . برخى بررسىها در جهان‌بينىهاى ايران ، تهران ، 1358 ، ص 138 - 139 .